شمارهٔ ۱۲۲۳ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
نگارا، صحبت از اغیار بگسل
گل خندان من، از خار بگسل
نخست از بند جان پیوند بگشای
پس آنگه دوستی از یار بگسل
ندانم تا که گفت آن بی وفا را
که مهر از دوستان یک بار بگسل
بزن مطرب ز رحمت راه عشاق
رگ جان و دل افگار بگسل
اگر سوده شود ز ابریشم چنگ
گلیم صوفیان را تار بگسل
چرا مینالی، ای بلبل، چنین زار
نمی گفتم از آن گلزار بگسل
درون بتخانه و بیرون مناجات
مسلمان شو، دلا، زنار بگسل
کمند عشق را نتوان گسستن
برو سر رشته پندار بگسل
نیابی داد خوبان، خسرو، از کس
بزن دست و عنان یار بگسل
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به گسستن ارتباطات و پیوندها اشاره میکند. او از نگارا میخواهد که از دیگران دل بکند و گل خندان را از خار جدا کند. نخست باید از بند جان رها شود و سپس از دوستیها بگسلد، زیرا مهر از دوستان نیز ممکن است شکسته شود. شاعر به عشق و احوال عاشقان اشاره میکند و این که با موسیقی و لطف میتوانند جان و دل را تسکین دهند. او همچنین به کمند عشق اشاره میکند که نمیتوان آن را گسست و در نهایت به این نتیجه میرسد که باید از گذشته آزاد شود و به دنبال حقیقت و عشق واقعی باشد.