نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۳۲ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

من نخواهم برد جان از دست دل

ای مسلمانان، فغان از دست دل

سینه می سوزد مدام از جور چشم

دیده می گرید روان از دست دل

هر که از دستان دل غافل شود

زود گردد داستان از دست دل

جانم اندر تاب و دل در تب بماند

این ز دست چشم و آن از دست دل

گفته بودم پای در دامن کشم

وین حکایت کی توان از دست دل

قوت پایی نداری، خسروا

تا نهی سر در جهان از دست دل

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساساتی عمیق و دردناک است که شاعر از معانیت دل و عشق می‌کشد. او از رنج و عذابی سخن می‌گوید که چشم‌ها و دلش به او تحمیل کرده‌اند. دل در حال سوختن است و اشک‌ها مدام از چشمانش جاری می‌شوند. شاعر به دیگران هشدار می‌دهد که اگر از تأثیر دل غافل شوند، دچار مشکلاتی خواهند شد. او حتی ناتوانی خود را در کنترل این احساسات نشان می‌دهد و بیان می‌کند که نمی‌تواند از این وضعیت رهایی یابد. در نهایت، او به این نکته اشاره می‌کند که برای رهایی از این درد، چاره‌ای ندارد.