شمارهٔ ۱۲۳۶ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
برون آ اندکی، جانا که بسیار آرزو دارم
وداع عمر نزدیک است و دیدار آرزو دارم
مرا پر خار بادا هر دو دیده، بلکه پر گل هم
اگر بی روی تو هرگز به گلزار آرزو دارم
قیاس روزی خود می شناسم کز گلستانت
همه گل آرزو دارند و من خار آرزو دارم
درت می بوسم و آن بخت کو کاندر دلت گردد
که این بخشش از آن لعل شکر بار آرزو دارم
ز زلفت یک گره بگشا، نه از بهر دلم، لیکن
خلاصی از پی مشتی گرفتار آرزو دارم
اگر شد عقل و دین در کار عشقت، سهل باشد آن
هنوز اندر سر شوریده بسیار آرزو دارم
نصیحت می کنی، ای آشنا، کاسوده شو خسرو
چه پنداری که من این مردن زار آرزو دارم؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به نزدیکی وداع و پایان عمر خود اشاره میکند و ابراز میکند که آرزوهای زیادی دارد. او در وصف عشق و یار خود میگوید که حتی اگر در دلش خار باشد، وجود یار او را به گلزار آرزوها میبرد. شاعر به عشق خود و زحماتی که برای رسیدن به آن کشیده، اشاره کرده و بیان میکند که حتی اگر عقل و دین هم به عشق آسان شوند، دلش همچنان آرزوهای زیادی دارد. در نهایت، او از نصیحت دیگران نیز میگذرد و بیان میکند که این درد و عشق برایش بسیار مهم است.