شمارهٔ ۱۲۳۷ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
به یاد دیدن روی تو گلزار آرزو دارم
چه جای گل کز این سودا به دل خار آرزو دارم
هوس دارم پس از مردن قد سرو روان، یعنی
از آن قامت به خاک خویش رفتار آرزو دارم
چنانش دوست می دارم که دارند آرزو خلقی
اگر دارند از آن راحت من آزار آرزو دارم
چو آزادی ز بند موی او دارد دلم او را
همیشه در خم زلفش گرفتار آرزو دارم
مرا گفتی که ای خسرو، چه داری آرزو از من؟
میسر نیست، ورنه از تو بسیار آرزو دارم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به آرزوهایش اشاره میکند که همگی مرتبط به عشق و زیبایی محبوبش است. او میگوید که به یاد دیدار معشوق، در دلش آرزوی گلزار دارد و از درد فراق او رنج میبرد. شاعر آرزو دارد که بعد از مرگ در قامت محبوبش تجلی کند و از آن زیبایی به خاک خود برگردد. عشق او به محبوبش به حدی است که از آزارهایی که در این عشق میکشد، لذت میبرد. او همچنین بیان میکند که اگر آزادی از بند موی محبوب را داشته باشد، همچنان گرفتار زیبایی او خواهد بود. در نهایت، به محبوبش میگوید که اگر امکان داشته باشد، آرزوهای زیادی از او دارد.