نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۴۴ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

چو خواهم با تو حال خود بگویم، جا نمی یابم

وگر پیدا کنم جای ترا، تنها نمی یابم

به جان و دل ترا جویم، اگر ناگاه پیش آیی

ز شادی دست و پا گم می کنم خود را نمی یابم

تعالی الله، چه گلزاری ست حسن عالم افروزت

که گل در باغ خوبی چون رخت زیبا نمی یابم

ندارد هیچ پروایی به حال زار مسکینان

کسی را از بتان مثل تو بی پروا نمی یابم

به کویت عاشقان مستند، اما در ره عشقت

بسان خسرو دیوانه شیدا نمی یابم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بیان احساسات عمیق خود نسبت به معشوقه‌اش می‌پردازد. او می‌گوید هرگاه بخواهد حالش را با او در میان بگذارد، نمی‌تواند مکان مناسبی پیدا کند و حتی اگر مکانی را بیابد، او را تنها نمی‌بیند. شاعر با تمام وجود به‌دنبال معشوقه‌اش است، اما وقتی او ناگهان پیش می‌آید، شادی او را چنان غرق می‌کند که خود را گم می‌کند. همچنین او زیبایی معشوق را ستایش کرده و می‌گوید که در هیچ باغی به زیبایی او نمی‌رسد. شاعر از بی‌توجهی دیگران به درد عاشقان گله‌مند است و می‌گوید هیچ‌کس مانند او بی‌پروا و بی‌خیال نیست. در نهایت، او بیان می‌کند که در این مسیر عاشقی، مانند خسرو، هیچ دیوانه‌ای را همچون خود نمی‌یابد.