نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۴۵ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

همیشه در فراقت با دل افگار می گریم

غمت را اندکی می گویم و بسیار می گریم

شبی کاندر حریمت ره نمی یابم به صد زاری

به حسرت می نشینم در پس دیوار می گریم

اگر مردم به مستی، گاه گاهی گریه ای دارند

چه حال است این که من هم مست و هم هشیار می گریم؟

گهی در خلوت تاریک از هجر تو می نالم

گهی در فرقتت در کوچه و بازار می گریم

چه سوز است این نمی دانم به جان خسرو مسکین؟

که چون ابر بهار اندر سر کهسار می گریم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از دل‌تنگی و غم ناشی از فراق معشوق می‌گوید. او در تنهایی و در مکان‌های مختلف، وقتی به یاد معشوق می‌افتد، با دل‌افسردگی و اشک احساساتش را بیان می‌کند. شاعر اشاره می‌کند که حتی در حال مستی هم نمی‌تواند از غم این فراق خلاص شود و همچنان به گریه ادامه می‌دهد. او در مکان‌های مختلف، از جمله در کوچه و بازار و در خلوت خودش، به یاد معشوقش ناله می‌زند. نهایتاً، شاعر وضعیت خود را به ابر بهار تشبیه می‌کند که به خاطر غمش همچون باران می‌گرید.