شمارهٔ ۱۲۵۱ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
چمن چون بوی تو آرد، به بویت در چمن میرم
به یاد قد تو در سایه سرو سمن میرم
زیم از تو، بمیرم هم ز تو فارغ ز جان و تن
نیم چون دیگران کز جان زیم یا خود ز تن میرم
خوش آن وقتی که تو از ناز سویم بنگری و من
به زاری کشته، انگشت اوفگنده در دهن میرم
شدم رسوا درون شهر، در صحرا روم، اکنون
که رسواتر شوم، گر در میان مرد و زن میرم
بخور جمله تنم، ای زاغ، جز دیده که دید او را
که بیرون اوفتم، در عرصه زاغ و زغن میرم
مرا پیراهن صد چاک پر خونست از آن یوسف
همین آرایش گورم کنید آن دم که من میرم
سخن بر بستی از خسرو مگر چشمت فرود آمد
کرم کن یک سخن، جانا، که تا زان یک سخن میرم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر احساساتی عمیق را بیان میکند. شاعر به شدت به یاد محبوبش و عطرش مشغول است و در دل طبیعت، به خصوص در سایه درختان، حسرت و آرزوهایش را میسازد. او از مرگ و جدایی میگوید و ابراز نگرانی میکند که همواره در تلاش برای رسیدن به محبوبش است. شاعر از رسوایی و درد جدایی در مکانهای مختلف صحبت میکند و در نهایت به تمایلش برای یک آخرین کلام از معشوق اشاره میکند که میخواهد قبل از پایان زندگیاش بشنود. در کل، شعر تماتی از عشق، درد و longing را به تصویر میکشد.