شمارهٔ ۱۲۵۴ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
ز هجران روز من شب گشت و کی بودی چنین روزم
شبی گر روز کردی با من آن ماه شب افروزم
گرفتار آمدم جایی و نهمانا رهم زیرا
شکست آن قلب کو بر خیل غم می کرد پیروزم
برآید زین هوس جانم که یک شب شمع تو باشم
تو خوش خوش باده می نوشی ومن چون شمع می سوزم
بلا و غم خریدار آمدند از سوی تو بر من
بحمدالله که در کوی تو بازار است امروزم
کسی از عمر خود روزی نخواهد کم، ولی بر من
رود گر بی غمت روزی، مبادا روزی آن روزم
کشم تا جان بود در تن، جفاهای سگ کویت
سگ کوی ترا باری و فاداری بیاموزم
نهان تا چند دارم درد خسرو را ز تو آخر
دلم برده ز کف وانگه لب بیهوده می دوزم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر درد و رنج عاشقی است. شاعر از غم و هجران میگوید و اینکه روزها به شب تبدیل شدهاند. او آرزو دارد که یک شب کنار معشوقش باشد و از حسادت به حال او میسوزد. همچنین به این موضوع اشاره میکند که بلا و غم از سوی معشوقش به او رسیده است و او احساس میکند که در مسیر عشق خود دچار سختیها و جفاهاست. در نهایت، شاعر از دلشکستگی و احساس بیکسی میگوید و تلاش میکند تا با درد خود کنار بیاید.