نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۵۹ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

سرو منی و از دل بستان خودت خوانم

درد منی و از جان درمان خودت خوانم

اول به دو صد زاری جان پیشکشت کردم

و آنگاه به صد عزت مهمان خودت خوانم

مهمانت چه خوانم من نه خضر نه عیسی تا

بر آب خودت جویم، بر خوان خودت خوانم

هر چند که جان من دید از تو جفایی چند

با این دل همه درد دل جانان خودت خوانم

هر لحظه مرا با دل جنگی ست در این معنی

کو زان خودت گوید، من زان خودت خوانم

از بس که نمی ارزم نزد تو به کشتن هم

قربان شوم ار گویی «قربان خودت خوانم »

از گونه روی خود ارزد همه شب خسرو

زین پس که اگر گویی سلطان خودت خوانم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر عشق و وابستگی عمیق شخص به معشوق است. شاعر در ابیات خود از دل‌تنگی و درد ناشی از دوری می‌گوید و نشان می‌دهد که چگونه به معشوق احساس نیاز و ارادت می‌کند. او با تمثیل‌های مختلف مانند مهمان و میزبان و مقایسه معشوق با شخصیت‌های بزرگ مثل خضر و عیسی، احساسات خود را منتقل می‌کند. همچنین، شاعر به ارزش خود در چشم معشوق اشاره کرده و اذعان می‌کند که حتی اگر معشوق او را کم‌ارزش بداند، او همچنان به عشق خود ادامه خواهد داد و حاضر است برای او قربانی شود. در انتها، اشاره به زیبایی معشوق و این که او را به عنوان سلطان خود می‌خواند، گویای تسلیم و ارادت کامل او به معشوق است.