شمارهٔ ۱۲۵۵ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
ز دستم شد عنان دل، چه داند کس که من چونم؟
درین تیمار بی حاصل چه داند کس که من چونم؟
من و شبها و نقش او که بر وی فتنه شد جانم
همه روزم بدو مایل، چه داند کس که من چونم؟
زند هر دم ز بدخویی مرا سنگ جفا بر جان
از آن بدخوی سنگین دل، چه داند کس که من چونم
شب حامل برای من بزاید هر زمان دردی
ز درد این شب حامل، چه داند کس که من چونم؟
جدا شد کاروان صبر و راه هجر بی پایان
چو دور افتادم از منزل، چه داند کس که من چونم؟
مرا خر در خلاب افتاد و از آب دو چشم خود
چو کس را نیست پا در گل، چه داند کس که من چونم؟
چو کس را دیده بینش نمی بینم که من بیند
به جز شاهنشه عادل، چه داند کس که من چونم؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر از شاعر نشاندهندهی عمیقترین احساسات دلbroken و تنهایی اوست. او در بیان کرده که هیچکس نمیتواند درد و رنجهای درونی او را درک کند. او از بیحالی و عنانگسیختگی دلش صحبت میکند و چالشهای شب و دردهای دائمیاش را توصیف میکند. به نظر میرسد که او در فرایند تحمل درد و جدایی از محبوبش، احساساتش به اوج رسیده و درک و همدلی دیگران را نسبت به وضعیت خود ناکافی میبیند. او به تنهایی در دنیای پر از دردش ادامه میدهد و احساس میکند که فقط خداوند عادل میتواند او را درک کند.