شمارهٔ ۱۲۵۶ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
بدو بودم شبی، افسانه آن شب بگوییدم
وگر میرم به تعظیم سگان او بموییدم
مرا امروز در دار بلا جلوه ست بهر او
سرود جلوه کان در نوحه گویند آن مگوییدم
شهید خنجر عشقم به خون دیده آلوده
به خاکم همچنان پر خون در آرید و مشوییدم
گلی کز خاک من روید، به گوش اهل دل گوید
که من بوی فلان دارم، مبوییدم، مبوییدم
همه جا از شهیدان نور خیزد وز دلم آتش
نشان است این میان کشتگانش، گر بجوییدم
گر از گل گل شود پیدا، ز من خواهد زدن بویش
نبوییدم که از غیرت بسوزم، گر ببوییدم
پس از کشتن که خون آلوده خسپد بر درش، خسرو
از آن بهتر که با عزت به خون دیده شوییدم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به حسرت و درد عاشقانه میپردازد. شاعر از شبهای غمانگیز و روایت افسانه عشق یاد میکند و به شخصی که عاشق اوست، ابراز ارادت مینماید. او احساس میکند که در درد و بلا به سر میبرد و عشقش به مانند خنجری بر دلش فرود میآید. شاعر به زیبایی و عطر گلی که از خاکش میروید اشاره میکند و میگوید که این گل و بویش به اهل دل خبر از عشق و زخمهای عمیق او میدهد. او در نهایت به ناامیدی و دردی میرسد که حتی با کشتن و به خون آلودگی هم پایانی بر عشقش نمیبیند و در جستجوی معنای عزت و پاکی باقی میماند.