نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۶۶ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ما از هوس روی بتان باز نیاییم

تیغ است حد ما به زبان باز نیاییم

گر تیر زنی به جگر، ای یار کمان کش

تیریم که رفته ز کمان باز نیاییم

مردانه نهادیم چو پا بر سر کویت

گر سر برود، از سر آن باز نیاییم

باز آمدن از مهر جوانان نتوانیم

لیک ازچو تویی چون بتوان باز نیاییم

باز آمدن از عشق توان، ماند اگر دل

لیکن ز پی ماندن جان باز نیاییم

راندیم چنان بی تو زعالم کاجل و عمر

گر هر دو بگیرند عنان، باز نیاییم

یادش دهی، ای باد، ز ما گاهی، اگر ما

در خدمت آن سرو روان باز نیاییم

پیدا نفس امروز زند گرچه که خسرو

زینها چه شود، گر به نهان باز نیاییم؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و وابستگی عمیق به محبوب است. شاعر از عزم و اراده خود در برابر احساسات و هوس‌ها می‌گوید و بیان می‌کند که هرگز از عشق و محبت محبوب باز نخواهد گشت. او تأکید می‌کند که حتی اگر مشکلات و موانع بر سر راه باشد، همچنان در پی عشق خواهد ماند و از آن دست نخواهد کشید. شاعر با بیانی شاعرانه نشان می‌دهد که عشق و وفاداری به محبوب برای او اصل اساسی است و هیچ‌گاه به عقب برنخواهد گشت، حتی اگر به بهای جانش تمام شود.