نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۷۵ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

زین پای ادب نیست که در کوی تو آیم

سازم ز دو دیده قدم و سوی تو آیم

ای کاش شوم زودتری خاک که باری

با باد شرم همره و پهلوی تو آیم

در کوی تو گمره شوم از بوی تو با آنک

آنجا همه زان رهبری بوی تو آیم

خورشیدی و من ذره، کنم بی سر و پا رقص

آن لحظه که در جلوه گه روی تو آیم

گفتی که سیاست کنمت، کی بود آن تا

گل بسته و آراسته در کوی تو آیم

گفتی که برو جان ببر از من، چه روم چون

هر جا که روم بسته به یک موی تو آیم

پرسی غم خسرو ز پی شرح، زبان کو

چون پیش نمکدان سخنگوی تو آیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و دلبستگی عمیق شاعر به معشوق است. شاعر از عشق خود می‌گوید و ابراز می‌کند که چگونه می‌خواهد به معشوق نزدیک شود و در کنار او قرار گیرد. او آرزو می‌کند که به خاک تبدیل شود تا بتواند با باد به سوی معشوق برود و از بوی او سرمست شود. شاعر به شور و شوقی که در برابر زیبایی معشوق دارد، اشاره می‌کند و بیان می‌کند که حتی اگر از او دور باشد، همواره در فکر و دل اوست. به‌طور کلی، شعر نشان‌دهندهٔ شدت احساسات و ارادت شاعر به معشوق است.