نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۷۶ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

بیا ساقی که ما در می فتادیم

به خدمت پیش میخواران ستادیم

سر رندی چو گم کردیم در فسق

کلاه صوفیان را کج نهادیم

رها کن غرقه گردیم ار برانیم

میان می، چو اندر می فتادیم

چه جای توبه چون می می بنوشیم

که از خوبان به خون روزه گشادیم

مرادی از غم او عشق داریم

چه داند او گر از غم نامرادیم

بکش، ای خوش پسر، ما را به یک ناز

همان پندار کز مادر نزادیم

بده یک جام کیخسرو به خسرو

همان انگار ما هم کیقبادیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از ساقی می‌خواهد که شراب بیاورد و از می‌خواران پذیرایی کند. او به رندی و فسق خود اشاره کرده و کلاه صوفیان را به نشانه بی‌توجهی به روزه و پرهیزکاری، کج می‌گذارد. شاعر می‌گوید که وقتی در عالم شراب غرق می‌شوند، توبه کردن چه معنایی دارد. آن‌ها فقط عشق را می‌شناسند و غم عشق را احساس می‌کنند. شاعر از معشوق می‌خواهد با ناز خود آن‌ها را جذب کند و در نهایت، خواهان یک جام شراب به یاد شاه کیخسرو و کیقباد است. این شعر حس عاشقانه و آزادی را در می‌نوشی و رهایی از قید و بندها بیان می‌کند.