نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۹۰ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

ز عشقت بیقرارم، با که گویم؟

ز هجرت خوار و زارم، با که گویم؟

نمی پرسی ز احوالم که چونی

پریشان روزگارم، با که گویم؟

همی خواهم که بفرستم سلامی

چو یک محرم ندارم، با که گویم؟

نه یک محرم که راز دل توان گفت

فراوان راز دارم، با که گویم؟

دلم بردی، غم کارم نخوردی

خراب است روزگارم، با که گویم؟

ندارد جز تمنای تو خسرو

جمالت دوست دارم، با که گویم؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

غزل بیانگر حال و هوای عاشق است که از عشق و دوری محبوبش بی‌قرار و نگران است. او در جستجوی کسی است که درد دلش را با او در میان بگذارد، اما هیچ‌کس را محرم نمی‌بیند. او از غم و پریشانی روزگارش می‌گوید و از این که دلش را برده‌اند و ناامید از حال خود است. همچنین، تنها خواسته‌اش محبت محبوبش است و نمی‌تواند این احساسات را با کسی به اشتراک بگذارد.