شمارهٔ ۱۲۸۵ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
غمت با این و با آن گفتم، نگفتم
اگر چه ترک جان گفتم، نگفتم
ترا جان گفتم، ای دلبر تو دانی
که من این از زبان گفتم، نگفتم
به خاموشی بکش مسکین منی را
چنین ار یا چنان گفتم، نگفتم
خوش آن لحظه که تو گویی به صد ناز
«همین داد کان فلان گفتم، نگفتم »
به گوشت گر چه گفتم راز خسرو
تو گویی «بود آن گفتم، نگفتم »
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به احساسات درونی و تناقضات عاطفی شاعر اشاره دارد. شاعر به بیان غم و اندوه خود پرداخته و میگوید که ممکن است چیزی را با دیگران در میان بگذارد، اما در واقع در دل خود این درد را به طور کامل ابراز نکرده است. او به همدلی و شناخت معشوقش اشاره کرده و میگوید که حتی اگر سخنانی گفته باشد، در حقیقت زبان گویا نیست و احساسات عمیقتری در پشت آن وجود دارد. در نهایت، او به این نکته میپردازد که در لحظات خاصی، ارتباطی نزدیک و صمیمی با معشوقش برقرار میشود که در آن لحظهها، حقیقت عاطفی به وضوح نمایان میشود.