نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۸۸ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

پری رویی که من حیران اویم

به جان آمد دل از هجران اویم

رقیبا، دیدنم باری رها کن

دو روزه عمر تا مهمان اویم

بگفتندش، فلان مرد از غمت، گفت

«نخواهد مرد چون من جان اویم »

صبا هم بر شکست از ما که روزی

نیارد بویی از بستان اویم

چو مردم تشنه من در وادی هجر

چه سود ار چشمه حیوان اویم؟

ز زلفش دل همی جستم، دلم گفت

که زان تو نیم، من زان اویم

چو بر خسرو سیاست راند، گفتم

که با تو گفت من سلطان اویم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره دلی پر از عشق و درد ناشی از جدایی است. شاعر به زیبایی و محبوبی اشاره می‌کند که آرزوی دیدارش را دارد و از رقیب می‌خواهد که اجازه دهد برای مدتی هم که شده، او را ملاقات کند. او با حسرت و اندوه از بی‌خبری از محبوبش سخن می‌گوید و به تشنگی‌اش در این راه اشاره می‌کند. شاعر نمی‌تواند بدون عشق محبوب زندگی کند و به او می‌گوید که او مانند جانش به او وابسته است. در نهایت، از سیاست و احوالات خود می‌گوید و اینکه در این عرصه نیز تحت تاثیر عشق است.