نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۹۲ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

منت هر شب که گرد کوی گردم

ز بهر آن رخ دلجوی گردم

همی گوید که جان ده پیش رویم

چه می گویم سر آن روی گردم

همان تلخم که می گویی، همی گوی

که گر بنوازیم، بد خوی گردم

ز من دی یاد دادنت به بد گفت

فدای گفت آن بدگوی کردم

مرا، جانا، ز گل بوی تو آید

به بستان از پی آن بوی گردم

ز من پرسی که بر در کیستی تو

سگم گرد سر آن کوی کردم

ز کویت بگذرم، گر خاک گردم

ز زلفت نگسلم، گر موی گردم

صبوری شب مرا می گفت تا چند

گریزان از درت هر سوی گردم

دل خسرو تو داری، گر همه عمر

به گرد لاله خودروی گردم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر از عشق و دلبستگی‌اش به محبوبش سخن می‌گوید. او هر شب در اطراف کوی محبوب می‌گردد و به خاطر زیبایی‌اش دل می‌سوزاند. شاعر به عشقش اشاره می‌کند که چقدر برایش شیرین و در عین حال تلخ است. او از جدایی و بدگویی‌ها رنج می‌برد و به خاطر یاد محبوبش، تحمل می‌کند. عشق او چنان عمیق است که حاضر است برای رسیدن به محبوبش، هر کاری انجام دهد و حتی مانند یک سگ در اطراف کویش بچرخد. در پایان، شاعر به صبوری اشاره می‌کند و می‌گوید که اگر در جستجوی محبوبش باشد، همیشه در حال چرخیدن دور لاله‌ها خواهد بود.