نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۹۳ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

ز تو صد فتنه بر جان پیش دیدم

چنین باشد چو گفت دل شنیدم

گذر کردم به بازار جمالت

دلی بفروختم، جانی خریدم

جهانی کشته ای از من مکن ننگ

که من هم در صف ایشان شهیدم

به کویت مردنم روزی هوس بود

بحمدالله، به کام دل رسیدم

بدار، ای پندگو، از دامنم دست

که من پیراهن عصمت دریدم

چه داند بی خبر خون خوردن عشق؟

تو از من پرس کاین شربت چشیدم

اگر گویی ز من بربا دل خویش

ز تو نتوانم، از خسرو بریدم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به مشکلات و فتنه‌هایی که از عشق معشوق برایش به وجود آمده اشاره می‌کند. او از گذر کردن در "بازار جمال" معشوق صحبت می‌کند و از اینکه جان و دلش را به خاطر عشق تقدیم کرده، سخن می‌گوید. شاعر خود را در میان کشته‌شدگان عشق می‌بیند و از ننگی که این عشق برایش به بار آورده، ابراز نگرانی می‌کند. او به یاد می‌آورد که مرگ در کوی محبوبش را آرزو داشته و اکنون به آنجا رسیده است. سپس از کسی که نصیحتش می‌کند می‌خواهد که از او دور شود، چرا که او دامن عصمت را کنار گذاشته و در عشق غرق شده است. در پایان، شاعر به این نکته اشاره می‌کند که اگر کسی بخواهد دل او را برباید، از معشوقش جدا نخواهد شد.