نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۹۵ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

بیا، جانا، که جانت را بمیرم

وگر میرم به جان منت پذیرم

خلاص من بجویید، ای رفیقان

که من در قید مهر او اسیرم

نظر گفتند داری با فقیران

من مسکین نه آخر هم فقیرم

نمی آید به گوشت ناله من

که گوش چرخ کر گشت از نفیرم

همی ترسم سرآید عمر خسرو

به درد هجر از حسرت بمیرم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، عاشق از شدت عشق و وابستگی به محبوبش ابراز ناراحتی می‌کند. او می‌گوید که جانش را برای محبوبش فدای می‌کند و حتی اگر بمیرد، در برابر عشق او آرامش می‌یابد. شاعر از دوستانش می‌خواهد که کمک کنند تا او را آزاد کنند، زیرا او در محبت محبوبش گرفتار است. او همچنین اشاره می‌کند که درد و ناله‌اش به گوش کسی نمی‌رسد و از این می‌ترسد که عمرش به پایان برسد و به خاطر دوری محبوبش از حسرت بمیرد.