شمارهٔ ۱۲۹۶ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
نمی داند مه نامهربانم
که دور از روی خوبش بر چه سانم؟
چو زلف بیقرارش بیقرارم
چو چشم ناتوانش ناتوانم
برو باد و گدایی کن به کویش
بگو با آن مه نامهربانم
«که گرچه می نهی بار فراقم
وگرچه می زنی تیغ زبانم
هنوزم مهرت اندر سینه باشد
اگر در خاک ریزد استخوانم »
بپرس از شمع حال سوز خسرو
که تا گوید که شبها بر چه سانم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به احساسات عمیق خود نسبت به معشوقی غافل و نامهربان اشاره دارد. او از دوری معشوق و سختی فراق سخن میگوید و بیان میکند که اگر چه معشوق او را رنج میدهد و دوریاش سخت است، ولی عشق او همچنان در دلش باقی مانده است. شاعر به روح شمع اشاره میکند که در شبها به سوختن خود ادامه میدهد و این سوختن را به فراق معشوق تشبیه میکند. در کل، شعر احساس تنهایی و عشق بیپایان را به تصویر میکشد.