نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۰۶ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

ای گریه، ترا چه شکر گویم؟

کز تست هزار آبرویم

آید همه، بوی آتش دل

هر بار که از جگر ببویم

بیگانه و آشنا به یک بار

دانند که من غلام اویم

ای دیده، به جای اشک خون ریز

یا دست ز دیدنت بشویم!

گفتی که «اسیر کیست خسرو؟»

از غمزه بپرس، من چه گویم؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این اشعار به احساس عمیق عشق و دلتنگی اشاره دارد. شاعر از گریه‌اش به خاطر محبوب خود گله می‌کند و می‌گوید که حتی در حضور بیگانگان و آشنایان، همه متوجه عشق و ارادت او به محبوبش می‌شوند. او به عواطفش اشاره می‌کند که به جای اشک، خون می‌ریزد و از شدت درد می‌خواهد چشمانش را از دیدن محبوب پاک کند. در نهایت، شاعر به این موضوع می‌پردازد که دیگران، به ویژه خسرو، از غمزه و زیبایی محبوبش درک کنند که او در چه وضعیتی است.