نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۲۹ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

گر گذر افتد ترا در کوی جانان، ای نسیم

خدمت من عرضه کن در خدمت یار قدیم

طور هستی را حجاب دیده بینا مساز

تا جواب لن ترانی نشنوی همچون کلیم

سیل اشکم از جنابش کی رود هر جانبی؟

سائلی کی روی بر تابد ز درگاه کریم؟

شد دلم بیمار چشم ناتوان او و هیچ

آن طبیب ما نمی پرسد ز احوال سقیم

گر صبا آرد نسیمی از تو بر خاک رهش

جان بر افشانم روان و منتی دارم عظیم

از درش، زاهد، به باغ جنتم دعوت مکن

سر فرو نارد سگ کویش به جنات نعیم

بس بدیها کرده ام، یا رب، طفیل نیکوان

عفو فرما، هر چه خسرو کرد از لطف عمیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از نسیم می‌خواهد که در صورتی که در راه یار محبوبش گذر کند، سلام او را به محبوب قدیمی‌اش برساند. او به مسأله عدم دیدن و رسیدن به حقیقت اشاره می‌کند و نگران عدم دریافت پاسخ است. شاعر از درد و اشک‌هایش به خاطر دوری از معشوق سخن می‌گوید و احساس ناتوانی و بیماری در برابر چشمان محبوب را توصیف می‌کند. او به نسیم می‌گوید که اگر باد از سمت یار بیاید، جانش را فدای آن می‌کند و قدردان خواهد بود. همچنین، شاعر به زاهدان توصیه می‌کند که او را به بهشت دعوت نکنند، زیرا خود را در مقام پایین‌تری نسبت به محبت یار می‌بیند و از خداوند می‌خواهد که نیکی‌ها و اشتباهاتش را عفو کند.