شمارهٔ ۱۳۳۳ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
منزل عشقت که من پوشیده در جان میکنم
رخ گواهی میدهد، هرچند پنهان میکنم
جان که بند رفتن است و ماندنش از بهر آنست
کز کمانت هر زمان من وعده پیکان میکنم
توشه جانم گران گشت از برای آن جهان
بس که غمهایت ذخیره از پی آن میکنم
گفتیم: «خاک درم بهر چه میداری به چشم؟»
گریه چشمم را جراحت کرد، درمان میکنم!
دیده ببرید این زمان از دیدن غمهای تو
هرکجا شینم، دل خلقی پریشان میکنم
غمزه میزد، گفتمش «چون عاشقان جان میکنند
چیست آن، گفتا: «برایشان مردن آسان میکنم
ای که دلها میستد از خلق، گفتم: «این چراست؟»
گفت: «در بازار غم نرخ دل ارزان میکنم»
جان و دل دادم خیالش را، کجا ماند به جا
خسروا، چون دزد بر کالا نگهبان میکنم؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و دردهای ناشی از آن است. شاعر از احساسات عمیقش نسبت به معشوق صحبت میکند و میگوید که چگونه عشقش به او را در وجودش حس میکند، حتی زمانی که تلاش میکند آن را پنهان کند. او به وابستگی عمیقش به معشوق اشاره میکند و میگوید که غمهای ناشی از این عشق بر روی روح و جانش تأثیر گذاشته است. شاعر از اشک و غم ناشی از عشق سخن میگوید و میگوید که از دیدن غمهای معشوقش به شدت رنج میکشد و دل مردم را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. او به نوعی از دست دادن و قربانی کردن جان و دلش برای معشوق یاد میکند و به این نکته میپردازد که در بازار عشق، دل و احساسات او به راحتی در دسترس دیگران قرار میگیرد. این شعر به خوبی جلوهگر درد و زیبایی عشق است.