شمارهٔ ۱۳۵۳ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
ای خوش آن دم که سخنهای تو در گوش کنم
چاشنی کرده از آن لب به سخن گوش کنم
مست آیی تو و پس گویی «از هوش مرو»
باش باری بزیم وانگه سخن گوش کنم
می خلی روز و شب اندر دل آزرده من
به چه مشغول شوم کز تو فراموش کنم؟
وه که از دود جگر این تن چون کاه بسوخت
تا کی این آتش افروخته خس پوش کنم!
ای خردمند، در این گوشه سخنهای کسی ست
کی توانم که سخنهای تو در گوش کنم؟
کیست خسرو که عنان گیر تو گردد به وصال؟
لیکن ار حکم کنی غاشیه بر دوش کنم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره لذت شنیدن سخنان محبوب و تأثیر آن بر دل شاعر صحبت میکند. شاعر از شوق و حالتی مستانه در شنیدن کلام معشوق سخن میگوید و احساس میکند که نمیتواند از یاد او رها شود. آتش عشق و درد فراق او را میسوزاند و او به شدت از این احساس رنج میبرد. در نهایت، شاعر به دشواری رسیدن به وصال و ارتباط با محبوب اشاره میکند، که به علت قضا و قدر ممکن است به تأخیر بیفتد.