شمارهٔ ۱۳۷۲ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
سبزه ها نو می دمد بیرون رویم
مست در صحرای میناگون رویم
دوستان مستند و باران می چکد
همچنان خیزان فرا بیرون رویم
مطرب و می گر چه موجود است، لیکن
خوبرویی نیست، آخر چون رویم
ای صبا، آن سرو بالا را بخوان
تا برون با آن رخ گلگون رویم
چند یاد سرو، باری چندگاه
همره آن قامت موزون رویم
روی خوبان داروی بیهوشی است
چون زییم، ار با چنین افیون رویم
جعد او گیریم و بر خسرو بریم
سلسله در دست بر مجنون رویم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیباییهای طبیعت و خوشیهای زندگی میپردازد. شاعر به سرسبزی و نشاط بهار اشاره میکند که او را به سمت دشتها و گلهای رنگارنگ میکشاند. دوستان او نیز در حال خوشی و مستی هستند و باران به آرامی میبارد. اما با وجود شادی و وجود مطرب و نوشیدنی، زیباییهای سِرو مانند آن دوست معشوق در دسترس نیست. شاعر از صبا میخواهد تا آن سرو را بخواند تا بتواند با او به دشت برود و از زیباییهایش لذت ببرد. او همچنین به حالت بیهوشی و شیدایی ناشی از زیباییهای معشوق اشاره میکند و در پایان از تصوری خیالی صحبت میکند که بر اساس آن میخواهد با دوستش به دل دشت و باغها برود.