نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۷۷ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

بر جمالت مبتلایم، چون کنم؟

من به عشقت برنیایم، چون کنم؟

لاف عشقت می زنم، جانا، ولی

پس فقیر بینوایم، چون کنم؟

گفتی «از کویم برو، بیگانه باش »

با سگانت آشنایم، چون کنم؟

سر به شاهان در نمی آرد حریف

من که درویش و گدایم، چون کنم؟

روزگاری شد که از لعل لبش

کشته یک مرحبایم، چون کنم؟

خسرو بیچاره می گوید به صدق

«عاشق روی شمایم، چون کنم؟»

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساسات عمیق و دردناک عاشق است. شاعر از زیبایی معشوق و عشق بی‌پایان خود سخن می‌گوید و در عین حال از وضعیت خود به عنوان یک عاشق رنجور و فقیر گلایه می‌کند. او به یادآوری می‌آورد که علی‌رغم عشق و وابستگی، از سوی معشوق طرد شده و از او خواسته شده که دور باشد. شاعر همچنین به ناامیدی و ناتوانی خود در رسیدن به معشوق و غصه‌هایش اشاره می‌کند، به طوری که خود را در مقام درویش و گدا می‌بیند و از لذت‌های عشق به عنوان یک آرزو یاد می‌کند. در نهایت، او با صراحت می‌گوید که به عشق و چهره محبوبش وابسته است و نمی‌داند چگونه با این احساسات کنار بیاید.