شمارهٔ ۱۳۷۴ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
ای رخت چون ماه و از مه بیش هم
خسته کردی سینه ما، ریش هم
غمزه تو بر صف خوبان زند
گر نرنجی بر دل درویش هم
تیره کردی عیش ما و روز دل
روزگار عقل دور اندیش هم
گر نوازش نیست کشتن، گفتمت
کاهلی کردی در آن فرویش هم
کشتم از دست جفایت خویش را
بر تو آسان کردم و بر خویش هم
می رود صبر من آواره ز من
پس نمی بیند ز بینم و پیش هم
ما و زنار مغانه کز بتان
وین نماز، استغفرالله، کیش هم
گر چه بر جانم قیامتها از اوست
تا قیامت عمر بادش بیش هم
هر زمان گویی که نوش من خوش است
گر ز خسرو پرسی، ای جان، نیش هم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیبایی و تأثیر غمانگیز معشوق بر دل عاشق میپردازد. شاعر از یک سو از زیبایی معشوق میگوید که همچون ماه و فراتر از آن است و از سوی دیگر از رنج و غم ناشی از عشق و بیمحبتی معشوق سخن میگوید. او به حال آشفته خود اشاره میکند و بیان میکند که چگونه عشق او را به شدت تحت تأثیر قرار داده و زندگیاش را تیره کرده است. شاعر همچنین به تناقض عشق و درد اشاره دارد؛ هرچند معشوق او را آزار میدهد، اما او همچنان به او عشق میورزد و امید به بهتر شدن اوضاع دارد. در نهایت، شاعر به ناپایداری زنجیر عشق و الهامهای آن اشاره میکند و احساساتی پیچیده از عشق و رنج را به تصویر میکشد.