شمارهٔ ۱۳۷۸ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
میزنی تو غمزه، من جان می کنم
وز دل مجروح پیکان می کنم
چون نمی یارم که بوسم پای تو
پشت دست خود به دندان می کنم
می رود جان رخصت نظاره ده
ما که خوش این می کنم آن می کنم
عاشق سیمم که چون کاوش زنم
گوی آن چاه زنخدان می کنم
پرسیم «کاندر چه کاری، خسروا!»
اینک از دوری تو جان می کنم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر عشق و دلتنگی شاعر است. او از احساسات عمیق خود صحبت میکند و به توصیف غم و درد ناشی از دوری محبوب میپردازد. شاعر بیان میکند که به خاطر نرسیدن به محبوبش، احساساتش را در دل نگهمیدارد و خواهان نزدیک شدن به اوست. همچنین، با اشاره به زیبایی محبوبش، اشتیاق و حسرت خود را نشان میدهد. در نهایت، او از دوری محبوب رنج میبرد و جان خود را به خاطر عشقش فدای این احساسات میکند.