شمارهٔ ۱۳۷۹ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
راز دل پوشیده با جانان برم
درد را در خدمت درمان برم
نیک می دانم که خویش بازگشت
چون برو درد سر هجران برم
ای مسلمانان، نپندارم که من
از چنان کافر دلی ایمان برم
دلبرا، زینسان که دیدم شکل تو
من عجب باشد که از تو جان برم
دادیم تو جان که، جانا دل بده
بنده ام، از جان و دل فرمان برم
دل به موی آویخته پیشت کشم
دزد گردن بسته بر سلطان برم
زلف را از بند خسرو گو که چند
رنج این سودای بی پایان برم؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به دلدادگی و عشق عمیق شاعر به محبوبش اشاره دارد. شاعر از راز دل خود به محبوب خبر میدهد و میگوید که در خدمت محبوب، درد و رنج خود را تحمل میکند. او میداند که روزی دوباره به محبوبش خواهد برگشت و از درد فراق رنج خواهد برد. شاعر به مسلمانان اعلام میکند که با عشق و دلدادگی نمیتواند کافر باشد. او زیبایی محبوبش را ستایش کرده و از او میخواهد که جانش را بگیرد، زیرا او در خدمت محبوب آماده است. شاعر به عشق و دلبستگیاش اشاره میکند و میگوید که در برابر محبوب خود تسلیم است و از رنج عشق میگوید که پایانی ندارد.