شمارهٔ ۱۳۸ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای عید دوم آمده روی چو نگارت
قربان شده زان عید چو من بنده هزارت
مه را چه ولایت که کشد لشکر انجم
چون تافته شد طره خورشید سوارت
آن روز ز پرگار بشد دایره ما
کامد به در از پرده خط دایره وارت
آموخته شد مردمک دیده چو طفلان
با خط خوش از تخته سیمین عذارت
در یک دگر آورد دو ابروی تو سرها
هشدار مگر از پی خونم شده یارت
نقشی ست کژ آن را که همی خوانیش ابرو
اندر سر آن نرگس پر مست خمارت
دی خنده زنان سوی چمن طوف نمودی
پیغام گل آورد مگر باد بهارت
نرگس همه تن گل شد و در چشم تو افتاد
تا روشنی دیده بیابد ز غبارت
لیکن چه کنم روی تو دیدن نتواند
چشمی که درو، نی بصرست و نه بصارت
خانه مکن، ای دوست، درین جا گه پر نم
کس بر گذر سیل نکرده ست عمارت
با آنکه به عمری بچشد خسرو بیدل
یارب که چه شیرینست لب نوش و کنارت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره دارد و شاعر حس عشق و دلبستگی عمیق خود را بیان میکند. او به معشوق میگوید که مانند عید نوروز دوم آمده و با زیبایی خود دلها را شاد کرده است. شاعر با استفاده از تشبیهات مختلف ظاهر معشوق را وصف میکند و به زیبایی ابروها و چشمهای او میپردازد. همچنین، شاعر تأکید میکند که دیدن روی معشوق برایش ناممکن است و حسرتی عمیق از این موضوع دارد. در پایان، با اشاره به لذتهای عاشقانه، میگوید که دوستش را در این جهانی پر از غم و اندوه رها نکند. در کل، شعر بیانگر عشق، زیبایی و اندوه ناشی از دوری است.