شمارهٔ ۱۳۸۳ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
دلبرا، در جان نشین، فی العین هم
ای ز تو شادی به جان، فی القلب هم
گریه خون بین و می کن پرسشی
چون نماند، اکنون مرا فی الجسم دم
چون کنم من خواب، دریا گشت چشم
تو به خنده گوئیم فی البحر نم
تا زهر دل برد غم خال رخت
بین همه جا غم، بمحوالخال غم
عمر خسرو در غم رویت گذشت
چند باشد دوریم، والصبر کم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر عواطف و احساسات عمیق عاشقانه و غمگینی است که شاعر در مواجهه با محبوبش تجربه میکند. شاعر از شادابی ناشی از محبت و دلشکستگی ناشی از دوری صحبت میکند، به این معنا که تمام لذتها و خوشیها در زندگیاش به خاطر محبوبش است، اما غم دوری او نیز بر دلش سنگینی میکند. شاعر به احساسات متضاد خود اشاره میکند، از گریه و اندوه تا عشق و زیبایی، و به محدودیت زمان و تاثیر آن بر عمرش در این دوری اشاره میکند. در نهایت، دلتنگی و غم از فراق معشوق بر تمام زندگیاش سایه افکنده است.