نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۸۵ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

خم آن طره دلبند کشم

غم آن لعل شکر خند کشم

زلف تو هر سر مویی نازی ست

آخر این ناز تو تا چند کشم

نیست مانند رخت آیینه

مگرت زاینه مانند کشم

نکشم من سخن تلخ از کس

ور کشم از لب چون قند کشم

کورم، از گرد مگر در دیده

خاک درگاه خداوند کشم!

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از عشق و زیبایی معشوقه‌اش صحبت می‌کند. او به زیبایی و نازهای معشوقه‌اش اشاره می‌کند و می‌گوید که حتی اگر غم و اندوهی را بکشد، آن را به خاطر زیبایی معشوق تحمل می‌کند. شاعر به چهره و زلف معشوقه‌اش اشاره می‌کند و می‌گوید که هیچ چیزی نمی‌تواند با زیبایی او برابر باشد. او همچنین تأکید می‌کند که از شنیدن سخنان تلخ دیگران آزرده نمی‌شود و تنها به عشق و زیبایی معشوق می‌اندیشد. در نهایت، او در احترام و تواضع به خداوند روی می‌آورد.