شمارهٔ ۱۳۸۷ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
روی تو ماه سما می گوییم
موی تو مشک ختا می گوییم
پیش آن قامت چون نیشکرت
سرو را ز هر گیا می گوییم
مرا ترا یک نظر از ما نرسد
گر چه انگشت نما می گوییم
دیده را خاک درت می دانیم
تا ندانی که ریا می گوییم
شکر آن است که اندر لب تست
سخن این است که ما می گوییم
قصه خود ز لبت می جوییم
غصه خویش ترا می گوییم
کعبتین است دو چشمت کو را
مهره بازی به دغا می گوییم
طاق محراب دو ابروت ز دور
ما ببینیم و دعا می گوییم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر در وصف زیبایی و جذابیت معشوق سروده شده است. شاعر با تشبیههای زیبا از چهره و موهای معشوق که آنها را به ماه و مشک تشبیه کرده، عشق و علاقهاش را به او ابراز میکند. او همچنین به قامت معشوق که مانند سرو است اشاره میکند و میگوید دیدن او باعث فراموشی دیگران میشود. شاعر اعتراف میکند که آرزو میکند یک نگاه از معشوق ببیند و به خاک درگاه او افتخار میکند. او در نهایت از لبهای معشوق و غم خود سخن میگوید و چشمان او را مرکز عبادت و دعا میداند.