نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۹۰ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

از دل پیام دارم، بر دوست چون رسانم

آنجا که اوست، باری خود را درون رسانم

آن باد را که آرد از تو پیامم، ای جان

یک جان چه باشد او را، صد جان فزون رسانم

گفتی که «خود مرا کس چون با کسی رساند»

گر در حضور باشی، دانی که چون رسانم

جان می بری ز سینه، وز دل گرانی غم

تو دست خود مرنجان تا من برون رسانم

گیرم جواب ندهی، دشنام گوی باری

تا من بدان تمنا دل را سکون رسانم

آنجا که کشته ای دل، شمشیر تیز بر کش

تا سر نهم هم آنجا، هم خون به خون رسانم

حکم ار کنی به مردن بر دیگران، تو دانی

لیکن اگر به محشر گویی، کنون رسانم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر عواطف عمیق عاشقانه فردی است که با عشقش ارتباطی عمیق و ویژه برقرار کرده است. شاعر از دلتنگی و اشتیاق برای رساندن پیام خود به معشوق سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که اگرچه در دوری از او قرار دارد، اما عشق و احساساتش را به راحتی می‌تواند منتقل کند. او از قدرت عشق و توانایی خود در بیان احساساتش می‌گوید و حتی در صورت مشکلات و موانع، مصمم است که دلش را به معشوق برساند. در نهایت، شاعر به مفهوم مرگ و حیات اشاره می‌کند و بیان می‌کند که اگر به او گفته شود که به دیگران بمیرد، او تنها در انتظار رسیدن به معشوقش خواهد بود و این عشق برای او همه چیز است.