نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۹۶ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

هر دم گذر به کوی و سرایی که ما کنیم

هویی فتد ز ناله و وایی که ما کنیم

با ما دل آنچه کرد کنیمش اگر کباب

هستش هنوز سهل سزایی که ما کنیم

روز از کجا گواهی شبهای ما کند؟

چون صبح کافری ست، گوایی که ما کنیم

ای پندگو، مگو که «دعا کن ز بهر صبر»

تعویذ شاهد است دعایی که ما کنیم

با همچو تو حریف که جان می برد به لاغ

خود را زنیم تیر دعایی که ما کنیم

بربت بر، ای فرشته، که در خورد کعبه نیست

گاه نماز رسم و ریایی که ما کنیم

لاف وفا زنیم و بنالیم از جفات

سگ به بسی بود ز وفایی که ما کنیم

بر مشتری خرام که ارزی هزار مهر

جانی و دیده ایست بهایی که ما کنیم

خسرو ز عشق بی سرو پا باشد، چنین بود

احوال خویش را سر و پایی که ما کنیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساسات عمیق و پیچیده عاشقانه است. شاعر در هر بیت به موضوعاتی چون معشوق، درد و عشق می‌پردازد. او از احساساتی نظیر ناله و شکایت صحبت می‌کند و به نوعی از ناامیدی و پذیرش حوادث زندگی اشاره دارد. شاعر همچنین به دعا و طلب کمک برای صبر اشاره می‌کند، به خصوص وقتی که با مشکلات و چالش‌ها مواجه می‌شود. در نهایت، او به بی‌وفایی‌های عشق و بهای بالای عشق اشاره می‌کند و می‌گوید محبت گاه حتی از جان و دیده‌اش نیز ارزشمندتر است. این شعر در مجموع توصیف‌گر درد و زیبایی عشق و وابستگی به معشوق است.