شمارهٔ ۱۳۹۷ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
هر شب به کوی وصل تو دزدیده ره کنیم
پیش در از طفیل سگان خوابگه کنیم
دزدیم هر طرف نظر از بیم مردمان
وانگاه در رخ تو به دزدی نگه کنیم
روزی دو دیده چار نشد، وه که با تو چند
در چار سوی راه تو دیده به ره کنیم؟
شطرنج عشق باز که ما بهر نرد تو
خود را به مات گاه رسانیم و شه کنیم
نخست کن، ای فرشته، خط یار بهر ما
باری چنین چو نامه خود را سیه کنیم
هان ای، حریف می خور و می، زنده ایم ما
ور توبه مردن است، بیا تا گنه کنیم
صوفی و شیم و داد کله چون نمی دهیم
به گر ز پای تابه مستان کله کنیم
رندان مفلسیم و اگر دسترس بود
خمهای می سیل به هر کوی و ره کنیم
گفتی که «پر دهم دو سه گر، خسروا، خوری »
در ماهه می بیار، مبادا که نه کنیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به تمجید از عشق و زیبایی میپردازد و حسرت و شوق شاعر را برای وصال معشوق نشان میدهد. شاعر هر شب به دنبال عشق و زیباییهای معشوق خود میگردد و احساساتی چون دزدی نگاهها و فرار از چشم دیگران را توصیف میکند. او به چالشهای عشق اشاره میکند و از تیرگیهای زندگی، در کنار معشوق، یاد میکند. شاعر همچنین به لذتهای زندگی وابسته به عشق و میپردازد و در نهایت به می و شادابی اشاره میکند و از دوستی و زندگی پرشور دعوت میکند. در مجموع، این شعر به عمق احساسات انسانی و زیباییهای عشق تاکید دارد.