نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴۱۰ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

تلخاب حسرت است هر آبی که من خورم

خونابه دل است شرابی که من خورم

از خوردن جگر جگر من کباب شد

نبود سزای خورد کبابی که من خورم

هرگز نخوردم آب خوش خویش در جگر

تیغ است بی تو قطره آبی که من خورم

از خون خورم به یاد لبت قطره ای که نیست

طوفان آفت این می نابی که من خورم

سنگ است خسرو، ار نه کجا طاقت آورد؟

از شعله های دل تف و تابی که من خورم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به حسرت و دردهای عاطفی شاعر اشاره دارد. شاعر ابراز می‌کند که هر آبی که می‌نوشد، حسرت و غم و اندوه به همراه دارد و شرابی که می‌نوشد، نمادی از درد دل اوست. او می‌گوید که خوردن جگرش باعث کباب شدن دلش شده و هیچ لذتی از آب خوشش نمی‌برد. همچنین، هر قطره آبی که می‌نوشد، به یاد محبوبش و با یادی از او می‌باشد و در نهایت بیان می‌کند که دلش به شدت می‌سوزد و طاقت این همه درد را ندارد.