شمارهٔ ۱۴۰۸ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
اول به سینه بهر غمت جای کرده ام
وآنگاه دلبری چو تو خود رای کرده ام
شادی به روی تو چو غمم بهر روی تست
اینک درون جان خودت جای کرده ام
سنگم که می زنند مگو کاین نهفته دار
کاین جلوه خویش را به ته پای کرده ام
بیرون کشم دو دیده که در عهد حسن تو
گه گه نظر به ماه شب آرای کرده ام
مجنون روزگار توام کز غم تو خو
با آهوان بادیه پیمای کرده ام
وصف تو نیست در خور خسرو، من این صفت
وام از سخنوران شکرخای کرده ام
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به عشق و دلتنگی خود اشاره میکند. او میگوید که به خاطر غم معشوقش در سینهاش جای داده است و دلبری مانند او را بینظیر میداند. شادی و غم او به هم پیوند خورده و معشوق در درون جانش جای دارد. او احساس میکند که با وجود درد و رنج، زیباییهای معشوقش را در نگاهش مینگرد و در بستر غم عشق، خود را مانند مجنون احساس میکند. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره میکند که توصیف معشوقش فراتر از کلمات است و نمیتواند آن را به خوبی بیان کند.