شمارهٔ ۱۴۳۵ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
برابر لب او انگبین چگونه کنم؟
مقابل رخ او یاسمین چگونه کنم؟
خدای چون سخنت را ز انگبین کرده ست
به پیش تو سخن از انگبین چگونه کنم؟
به زردی دل من زلف تو همی آید
بگو گرفتن او را، کمین چگونه کنم؟
بتا، به دیده نشین، کاندرین هوس مردم
که دیده با چو تویی همنشین چگونه کنم؟
ز گریه دیده سفیدم، بلی به نطع امید
سفید می شودم این چنین، چگونه کنم؟
بر آستین گهر از دیده بر تو می ریزم
پر از چنین گهری آستین چگونه کنم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به عواطف و احساسات عاشقانه شاعر اشاره دارد. او در تلاش است که عشق و زیبایی محبوبش را با توصیفاتی زیبا بیان کند. شاعر از غنای کلامش میگوید و به سختیهای ابراز احساساتش اشاره میکند. او به زردی دلش که ناشی از عشق معشوق است و همچنین به اشکهایی که از شادی و امید میریزد، اشاره میکند. در کل، این شعر بیانگر عشق عمیق و توصیف زیباییهای معشوق است، و شاعر در جستجوی راهی است که این احساسات را به درستی ابراز کند.