شمارهٔ ۱۴۴ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
مرا در آرزویت غم ندیم است
به تو گر نیست روشن، حق علیم است
به خاک پای تو خوردیم سوگند
از آن معنی که سوگندی عظیم است
چو دل با ابرویت پیوسته بودم
از آن بیچاره مسکین دل دو نیم است
چه دریاهای خون دارم به دل من
یقین در جان من در یتیم است
بدان رو عشق می ورزم دگر فاش
مرا از طعنه مردم چه بیم است
اگر اشکم به هر سویی روان است
ولی دل بر سر کویت مقیم است
چو غنچه باش خسرو، در جگر خون
اگر مقصودت از زلفش نسیم است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از عشق عمیق و دردهای ناشی از آن سخن میگوید. او به آرزوی محبوبش اشاره میکند و بیان میکند که حتی اگر محبوبش به او توجه نکند، همچنان به او وفادار است و به عشق ورزیدن ادامه میدهد. شاعر از غم و اشک خود میگوید و اینکه دلش همچنان دلبسته محبوبش است، هرچند که در درونش دریایی از خون و رنج وجود دارد. او به قدری عاشق است که از طعنههای دیگران نمیهراسد و احساس میکند که عشقش یک حقیقت بزرگ است که هیچ چیز نمیتواند آن را کم رنگ کند. شعر نگاهی عمیق به احساسات عاشقانه و دشواریهای آن دارد.