شمارهٔ ۱۴۷۹ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)
سحرگه که بیدار گردیده بودم
صبوحی دو سه باده نوشیده بودم
شدم بامدادان بدانسان که دل را
کنم خوش که محمود ژولیده بودم
بتم ناگه آمد به پیش و ز دستم
فرو ریخت هر گل که برچیده بودم
بدیدم رخش را و دیوانه گشتم
من این روز را پیش از این دیده بودم
بخندید بر حال من خلق عالم
که داند که من بر که خندیده بودم
مرنج ار در آویختم با تو، جانا
که دیوانه و مست و شوریده بودم
نگارا، چه خوش آشناها که کردی
هر آبی که از دیده باریده بودم
مرا فتنه بودی، وزان چشم بودی
ترا بنده بودم، وزین دیده بودم
ز غمهای خسرو شدم آزموده
که من عشق بازیت ورزیده بودم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، گوStreamer متن به توصیف حال و هوای شاعر در صبحگاه میپردازد. شاعر بعد از نوشیدن چند باده، سعی میکند دلش را شاد کند اما ناگهان معشوقش به سراغش میآید و تمام خوشیها و آرزوهایش را تحت تاثیر قرار میدهد. او با دیدن چهره معشوق دیوانه میشود و پیش از این، چنین روزی را تصور کرده بود. دیگران بر حال او میخندند و او با این حال به معشوقش نزدیک میشود. شاعر از غمهای عاشقانهاش میگوید و به عشق و اعتباری که به معشوقش داده، اشاره میکند. در کل، این شعر حس دیوانهوار و جذاب عشق را به تصویر میکشد.