نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴۸۳ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

گذشت آن که من صبر و دین داشتم

تو گویی، نه آن و نه این داشتم

همی رفت و پابوس زهره نبود

هم از دور رو بر زمین داشتم

بدیدم در آن پایه زندگی

که من مردن خود یقین داشتم

رقیبش ز ننگم نگشت، ار نه من

سر و تیغ در آستین داشتم

به یادش ز خورشید می سوختم

همین سایه ای همنشین داشتم

مسوز از گمان صبوریم، ازآنک

نماند آن که من پیش ازین داشتم

فتادم به چاه زنخ، گر چه من

چو خسرو دلی دوربین داشتم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از تجربه‌های عاطفی و چالش‌های درونی خود صحبت می‌کند. او به معنای از دست‌دادن صبر و دین اشاره می‌کند و احساس می‌کند که دیگر نه صبر دارد و نه ایمان. شاعر به یاد عشق و دردهای گذشته‌اش می‌افتد و این احساسات او را می‌سوزاند. او به تهدیدهای رقیبش اشاره می‌کند و از زشتی‌هایی که به خاطر عشقش متحمل شده، سخن می‌گوید. در نهایت، او خود را در وضعیت ناامیدی و غم توصیف می‌کند و به عمق احساساتش نسبت به معشوق اشاره می‌کند.