شمارهٔ ۱۵۰ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
مرا وقتی دلی آزاد بوده ست
درونم بی غم و جان شاد بوده ست
نمک زد شوخی اندر جان و نو کرد
جراحتها که در بنیاد بوده ست
چه خوش بوده ست عقل مصلحت جوی
که چندی زین بلا آزاد بوده ست
نگارا، هیچ گاهی یاد داری
کزین بیچارگانت یاد بوده ست
شب آمد، باد برد از جای خویشم
که بوی زلف تو با باد بوده ست
به فریادت بخواندم دی و مردم
که جانم همره فریاد بوده ست
جفا کش خسروا، گر دوست پیوست
نصیب عاشقان بیداد بوده ست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به یاد روزهای خوشی میافتد که دلش آزاد و بیغم بوده است. او به تأثیر عشق و محبت بر روح و جانش اشاره میکند و میگوید که این عشق باعث شده جراحات درونش التیام یابد. همچنین شاعر از عقل و تدبیر خود یاد میکند که در زمانهایی توانسته از درد و رنج دور بماند. او از محبوبش میخواهد که گاهی او را به یاد بیاورد و به تأثیر ویژگیهای معشوق در زندگیاش اشاره میکند. در نهایت، شاعر به وضعیت خود در برابر بیرحمی و جفاهای عشق میپردازد و میگوید که عذاب عاشقان به خاطر محبت است.