شمارهٔ ۱۵۱۰ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
زهی رسم بناگوشت گل اندر سبزه پروردن
حرامت باد بی یاران می اندر ساغر آوردن
لطافت گویم آن یا حسن یا خود آدمی کشتن
شمایل خوانم آن یا شکل یا خود مردم آزردن
چه رویست آن، تعالی الله که نتوان زیستن بی او؟
چه شکل است آن نمی دانم که نتوان پیش او مردن؟
گهی از رخ فشاندگان گرد و گه در دامن افگندن
گهی بر روی بردن دست و گه در آستین کردن
اگر گویم که دارم بر لبت کاری به جای لب
روا باشد چنین در کار ما دندان فرو بردن
ز زلفت می کشم بسیار تاب از روی تو روزی
پریشانی چه آرد چون تویی را دست در گردن؟
خوش است آن لب گزیدن گاه شورانگیزی خنده
اگر چه نیست از معهود حلوا با نمک خوردن
مپرور، خسروا، در دل خیال خوب رویان را
نشاید دشمن خود را به خون خویش پروردن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر شاعر به توصیف زیباییهای عشق و روابط انسانی میپردازد. او به زیبایی و لطافت عشق اشاره میکند و از درد و رنج ناشی از جدایی و دوری از محبوب میگوید. شاعر در عین حال نکاتی از زندگی و مرگ را مطرح میکند و بیان میکند که چطور وجود محبوب برای او ضروری است و نمیتواند بدون او زندگی کند. او همچنین به تضادها و تناقضات در عشق اشاره میکند، مانند خوشی و درد، و از عشق به عنوان یک حس عمیق و ناگزیر یاد میکند که ممکن است باعث آزار و رنج دل نیز گردد. در نهایت، شاعر به اهمیت محبت و دوری از دشمنی در روابط اشاره میکند.