شمارهٔ ۱۵۱۶ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
با چون تو مهی یک شب گر خواب توان کردن
بهر خوشی عمری اسباب توان کردن
گر پای ترا وقتی از گریه توان شستن
از بهر چنین کاری خوناب توان کردن
آن طره به یک سو نه از گوشه، مه تابان!
شبهای سیاهم را مهتاب توان کردن
گر غمزه تو جوید شاگرد به خونریزی
صد خضر و مسیحا را قصاب توان کردن
بیداری من بوده ست از رنج فراق امشب
چندان که به آسایش ده خواب توان کردن
زاهد که ترا بیند، گر قبله به دل خواهد
از طاق دو ابرویت محراب توان کردن
آن خوی که ز روی تو گه گاه چکد بر لب
کام دل خسرو را جلاب توان کردن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
غزلی عاشقانه به توصیف زیبایی و تاثیر چهره محبوب میپردازد. شاعر با اشاره به قدرت خواب و آرامش، بیان میکند که با وجود زیبایی محبوب، حتی خواب نیز میتواند شیرینتر شود. او تأکید میکند که اگر پاهای معشوق از گریه شسته شود، درد و رنجها به سوی آسایش خواهند رفت. در ادامه به قدرت چشمان معشوق و تأثیر آن بر ذهن و دل میپردازد و میگوید که حتی زاهدان و نمازگزاران نیز تحت تأثیر زیبایی او به عبادت میپردازند. در نهایت، شاعر از خوابهای پُررنج و گزند فراق سخن میگوید و زیبایی و محبت محبوب را مسبب آرامش دل میداند.