شمارهٔ ۱۵۲۰ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خمار و خواب و چشم کافرش بین
شکنج و پیچش زلف ترش بین
دل پاکان و جان پارسایان
هلاک غمزه های ساحرش بین
چو غوغای مگس در خانه شهد
نفیر مستمندان بر درش بین
به جای آب اگر ساکن ندیدی
درون پیرهن سیمین برش بین
بتا جعدت پر از دلهاست خواهی
گره بگشا، به هر مو اندرش بین
همه شب باده نوشیده ست تا روز
هنوز آن خواب مستی در سرش بین
بدیدم یک رهش، دیوانه گشتم
دلم گوید که بار دیگرش بین
دلم را سوختی ور باورت نیست
درونم چاک کن، خاکسترش بین
چو گوید خسرو از غم گریه چشم
ز خاک پای شاه کشورش بین
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت چشمان یک معشوق میپردازد و تأثیر آن بر دل و جان عاشق را بیان میکند. شاعر از تأثیر شگرف زلف و غمزههای محبوب سخن میگوید و به اشکال مختلفی از عشق و دیوانگی خود اشاره میکند. او همچنین به مستی و شبزدگی ناشی از عشق اشاره میکند و خواستههای دلسوزان عاشقانه را به تصویر میکشد. در نهایت، شاعر در بیتی به سوختن دلش از عشق و وابستگی اشاره میکند و حسرت دیدار دوباره معشوق را بیان میکند.