نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵۲۲ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

شبی بخرام و مه را کار بشکن

رخی بنما و گل را بار بشکن

ز سر جوش دلم برگیر جامی

خمار نرگس بیمار بشکن

مخور با مردمان عشق باده

سفالش بر سر اغیار بشکن

صبوحی کرده از مجلس برون آی

بتان را چاشت گه بازار بشکن

سرم نطع است پایی کوب، ای مست

دماغ عقل دعوی دار بشکن

جهان می کشی هر روز، بنشین

یک امروز از پی من کار بشکن

خط مشکین یار، ای گل، نه سهل است

ورق، کانجا رسی، زنهار بشکن

بر آن دامن نخواهم خون خود نیز

قبا را عطف خونین وار بشکن

دل خسرو شکستی، وه که گفته ست

که مهر حقه اسرار بشکن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی‌های طبیعت و عشق اشاره می‌کند. او از معشوق خود می‌خواهد که با نمایاندن چهره‌اش جاذبه‌ای خاص به شب و گل‌ها ببخشد. شاعر در جستجوی لذت و شادی است و از معشوق می‌خواهد که به او نوشیدنی‌ای دهد تا از غم و اندوه رهایی یابد. او همچنین از عشق و باده‌نوشی با دیگران پرهیز می‌کند و به‌دنبال لحظات خوش‌گذرانی و دلخوشی است. در نهایت، شاعر به انتقاد از وضع موجود و نادرستی‌های زندگی می‌پردازد و بر این باور است که باید از فرصت‌های موجود بهره‌برداری کرد.