شمارهٔ ۱۵۲۳ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خوش آمد با توام دیدار کردن
نظر در روی چون گلنار کردن
کشیدن باده بر روی تو، وانگاه
تماشای گل و گلزار کردن
چه خوش باشد ترا از خواب مستی،
به زخم بوسه ها بیدار کردن
ز من در پیش تو کاری نیابد
به جز نظاره دیدار کردن
نیارم از لبت دل را جدا کرد
که نتوان خون ز خون بیزار کردن
به جرم عشق اگر خونم بریزند
نخواهم هرگز استغفار کردن
به شمشیری نگردم منکر از عشق
ز تو کشتن، ز من اقرار کردن
مگو خسرو که اینها گفتنی نیست
نمی شاید سخن بسیار کردن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق میپردازد و از دیدار او لذت میبرد. او به بادهنوشی و تماشای گل و گلزار اشاره میکند و از عشق و بوسههایی میگوید که بیدار کننده است. شاعر احساس میکند که نمیتواند از معشوق جدا شود و به عشقش ادامه خواهد داد، حتی اگر بخواهد خونش را به خاطر عشق بریزند، از عشق خود استغفار نخواهد کرد. او تأکید میکند که نمیتواند از عشقش انکار کند و معتقد است که نباید درباره عشق زیاد سخن گفت.