شمارهٔ ۱۵۲۶ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
روزی که به عالم است شب دان
پرسیدن گرم را ز تب دان
ز اشکال زمانه نور هر کار
خورشید به عقده ذنب دان
لافیدن سفله باشد از مسال
بر جیفه کلاه بر شغب دان
در فاقه بود فروغ تقوی
پیرایه گر چراغ شب دان
بر اشک حریص عارفان را
صد خنده ذخیره زیر لب دان
نقب افگن حرص تو ز دینست
مه پرده درنده قصب دان
از خسرو پند تلخ سود است
بپذیر و ملیله را لعب دان
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی حالتهای روحانی و معنوی انسانها میپردازد. شاعر به این نکته اشاره دارد که در شبهای تاریک، علم و دانش اهمیت بیشتری پیدا میکند و انسانها با پرسش و تردید مواجه میشوند. او بر این باور است که مشکلات و معضلات زندگی، باعث میشود انسان به دنبال نور و حقیقت باشد. شاعر همچنین به تفاوت بین انسانهای صالح و فاسد اشاره میکند و میگوید که برخی افراد تلاش میکنند تا از فضایل و تقوا صحبت کنند، در حالی که درونشان خالی از نور است. او از ویژگیهای روحانی عارفان صحبت میکند که با وجود فقر و مشکلات، همچنان به دنبال فهم deeper و درک حقایق هستند. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که پذیرش حقیقت و دوری از زینتها و فریبهای دنیوی میتواند انسان را به سوی رشد و کمال سوق دهد.